![]() |
![]() |
|
| دلیل اینکه آرومم امید لمس دستاته |
سلام دوستای عزیزم نمیدونم چی باید بگم ولی متاسفانه به علت یه سری مشکلات دیگه نمیتونم به طور مداوم وبلاگ نویسی رو ادامه بدم از همتون کمال تشکر وسپاس رو دارم که تو این مدت همراهم بودید کمکم کردیدقول نمیدم زود به زود آپ کنم ممکنه مدت آپ مجددم طولانی باشه ولی شما وبمو فراموش نکنید سر بزنید نظر بنویسید واسم در اولین فرصتی که به اینترنت دسترسی پیدا کردم جوابتونوخواهم داد همتونو دوست دارم به امید آپ مجدد سربلند ٬ پیروز و موفق باشید
سلام ای غروب غریبانه دل سلام ای طلوع سحر گاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای قطره شعر شبانه خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمیمانی ای مانده بی من تو را میسپارم به دلهای خسته تو را میسپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر شب شکسته تو را میسپارم به رویای فردا به شب میسپارم تو را تا نسوزد به دل میسپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد خداحافظ ای برگ وبار دل من خداحافظ ای سایه سار همیشه اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم خداحافظ ای نو بهار همیشه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 19:15 توسط |
|
|
یه روز بهم گفت: «میخوام باهات دوست باشم؛ آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره میدونم. فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام». یه روز دیگه بهم گفت: «میخوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره میدونم. فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام ».یه روز دیگه گفت: «میخوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه. بعد كه همه چیز روبراه شد تو هم بیا. آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره میدونم. فكر خوبیه. من هم خیلی تنهام ».یه روز تو نامهش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا كردم. آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام». براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره میدونم. فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام ».یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم. آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام». براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره میدونم. فكر خوبیه. من هم خیلی تنهام حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه من هنوز هم خیلی تنهام
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم مرداد 1388ساعت 22:26 توسط |
|
|
ويرانه نه آن اســـت کــه جمشيــــد بنا ساخت ويرانه نه آن است که فـــرهاد فــــرو ريخت ويرانــه دل مـــاست که بــــا هـر نـــگـه تــو صــد بار بنا گشـت و دگــر بار فـــرو ريخت
تقصــیر دلــم چیســت اگر روی تو زیبــاست حاجت به بیان نیســت که از روی تو پیداست مــن تشــنه یک لحـظــه تمــاشــای تو هســتم افسوس که یک لحظـه تماشای تو رویـاســـت
تو دریایــی و من موجــی اسیرم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:45 توسط |
|
|
نور عترت آمـــــد از آیینه ام
بخوان به نام پروردگارت. بخوان به نام پروردگاري که انسان را از خون بسته آفريد و درشب بعثت او بود و جهانی نوراني و فرشته اي امین. او بود و یک دنیا اضطراب و بی تابی... او بود و معنای لو انزلنا هذا القران. دلیل بعثتش را چه زیبا گفت: من برای تکمیل مکارم اخلاق آمدم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:36 توسط |
|
|
بیــا عشقـــــم که بی تو من نفس را هم نمیخواهم
که بی تو ثروت و مال و هوس را هم نمیخواهم
بیا عشقم که با تو هر نفس رنگی ودل شاد است
بیـا با تو دل غمگین من آزاد آزاد است........
نفرین به عشق وعاشقی نفرین به بخت وسرنوشت به اون نگاه که عشقتو تو سر نوشت من نوشت!
نفرین به من... نفرین به تو... نفرین به عشق منو تو...
به ساده بودن منو... به اون دل سیاه تو
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟
گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی......
سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد
گفت :
طولی نکشد نیز تو خاموش شوی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:57 توسط |
|
|
كاش قلـبم درد پنهـــاني نداشت چهره ام هرگز پريشانـــي نداشت برگهاي آخـــــر تقــويم عشــق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش ميشد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قربانـي نداشت
یک نظر بر ابر کردم:
یک نظر بر یار کردم: یار نالیدن گرفت
تکیه بر دیوار کردم: خاک بر فرقم نشست
خاک بر فرقش نشیند: آنکه یار از من گرفت
بر ماسه ها نوشتم: درياي هستي من از عشق توست سرشار اين را به ياد بسپار...
بر ماسه ها نوشتي: اين آرزوي پاكيست.... اين را به باد بسپار....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:59 توسط |
|
فرا رسیدن میلاد با سعادت حضرت علی(ع) و روز پدر رو هم به خانوما هم به پدران حال
گذشته
شادی روح پدران در گذشته.......
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 15:52 توسط |
|
هر کدوم از تصاویر رو نتونستید ببیند راست کلیک کنید show picture رو بزنید امیدوارم بتونید ببینید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم تیر 1388ساعت 12:55 توسط |
|
سلام دوستان عزیزم
امشب شب آرزوهاست ٬ لیله الرغائب که اولین شب جمعه ماه رجبه.
خدایا به حق این شب عزیز همه رو به آرزوهاشون برسون. خدایا ما را آن ده که آن به.
خدایا شیرینی بخشش و محبتت را به ما بچشان.
خدایا...... تورا میبینم که اینچنینی و می دانم در قشنگترین یلدای زمان درسکوت شب لیله الرغائب تو هستی و یکدنیا آرزوی من من آرزو مي كنم .........................(هر چی آرزوی خوبه مال تو)!
اگه امشب دلت تا یه جاهایی پرکشید ما رو هم از یاد نبر! آرزومند آرزوهایتان
یا علی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 13:0 توسط |
|
|
نرو تنهام نزار با درد و غم هام اگر چه دلخوری از خیلی حرفــام به قرانــی که از سایه ش گذشتـم به مرگ هر دوتامون خیلی تنهام
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 11:8 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان
من این وبلاگو واسه عشقم عارف مینویسم که تا آخر عمرم با تمام وجودم دوستش خواهم داشت در فصل تگرگ عاشقت میمانم با ریزش برگ عاشقت میمانم هر چند تبر به ریشه ام میکوبی تا لحظه ی مرگ عاشقت میمانم |
|
RSS
|